ذوق سرشار

یادگرفتن مطالب جدید شوق آور و لذت بخش هستند.

این ذوق اینقدر هست که استاد بنده خدا تعجب میکنه از همچون منی :دی

هر مطلب جدید که یاد میگیرم انگار دنیام عوض میشه و میل به دانستن بیشتر، هزار برابر میشه.

حیف که به خودم قول دادم دور مطالب آموزشی رو خط بکشم وگرنه چیزهایی که یاد گرفتم رو مینوشتم.

منتشرشده در: on نوامبر 5, 2009 at 8:01 ق.ظ ۱ دیدگاه

انتخاب نام

انتخاب نام برای اولاد در هر دوره ای، با دوره های قبل یا بعد متفاوت است و این امری ست اجتناب ناپذیر.

ولی مسئله ی قابل توجه اینکه :

خیلی قبلترها: اسم پسر ها را غلامعلی(غلامِعلی) غلامرضا(غلامِرضا) غلامحسین(غلامِحسین) ومشابه این میگذاشتن. با تأکید بر کلمه ی غلام!

در دوره ای هم نامها به این صورت بود: عَبدُالعلی،عَبدُالرّضا،عَبدُالحسین و مشابه.با تأکید بر کلمه ی عَبد!

ولی در دوره ی جدید اسامی به این شکل تغییر پیدا کرده: امیرعلی،امیررضا،امیرحسین و مشابه. با تأکید بر کلمه ی امیر!

تا جایی که جدیدا هر اسمی را اولش امیر اضافه میکنند و میشود نام فرزند ذکور.

نمیدانم دلیلش فقط همان تأثیر عصر جدید هست یا کم شدن اعتقاد به اسامی (قاعدتاً) مذهبی.

اینکه قبلتر فرزند را غُلام و عَبدِ معصومین و امامان میدانستند و اکنون امیر! شان.

منتشرشده در: on اکتبر 27, 2009 at 1:55 ب.ظ (2) دیدگاه

مهر

صبح روز اول مهر، توی راه بودم وبچه مدرسه ای های شهر های مختلفی رو دیدم.

تفاوت فرهنگها جالب بود برام.

دخترمدرسه ای هایی  که با وجود همه گیر شدن مانتوهای رنگی در شهر های مختلف،هنوز مانتوهای مشکی میپوشن و اجازه ی رنگی پوشی ندارن !

چند رنگ مانتوی مدرسه که ندیده بودم تا حال. رنگهای مرده و دلگیر!

پسر بچه های بدون کیف و کتاب و قیافه هایی که به همه چیز شبیه بود الا دانش آموز:))

یاد روز اول مهر خودم افتادم.رنگ مانتوم یادم نیست شاید سورمه ای . ولی یه مقنعه ی سورمه ای تریکو با کلاه از همون جنس و رنگ که مد بود اونروزها و شاید هم اجبار!

فقط چند روز کلاهش رو تحمل کردم و بعد از اون هیچوقت زیر مقنعه کلاه یا هدبندی نذاشتم و نمیذارم :دی

جلوی یکی از مدارس ابتدایی پسرانه اینو شنیدم: …بیا تو صف وگرنه پرونده تو میذارم زیر بغلت.

یعنی بچه از روز اول تهدید میبینه. من اگه بودم دیگه نمیرفتم مدرسه:دی

فکر نمیکردم هنوز همچین ناظم و مدیرهایی وجود داشته باشن.

پ‌ن: دلم هیچوقت نمیخواد برگردم زمان مدرسه.رنگهای تیره و درسهای الکی.به خصوص زجرهای موقع کنکور…

منتشرشده در: on سپتامبر 26, 2009 at 7:45 ق.ظ (2) دیدگاه

این روزها

سلام
10روز پیش،پسورد فرفر رو عوض کردم: یه کاغذ برداشتم، یه سری کلمه و عدد نوشتم روش، گزینه تغییر پسورد رو زدم، از روی کاغذ نگاه کردم و پسورد رو عوض کردم. بعد هم کاغذ رو ریز ریز کردم و ریختمشون سطل آشغال.
هیچ حسی ندارم.
همه ی عکسهایی که با دیدنشون انرژی میگرفتم، برام بی تفاوت شدن.
بهار ِ این روزها، تلخه. تلخ و غیر قابل تحمل. آدمی که ساکته و به یه نقطه خیره میشه، سخته تحملش.
تک و توک اس ام اس هایی که جواب میدم، هیچ شکلکی ندارن. وقتی خودم مینویسمشون، بدم میاد از بی حسیش.

بعضی وقتا میام ایمیل چک میکنم.
دایرکتهایی که دوستانم میفرستن، میاد به جی میل. من نمیخوام کسی نگران بشه یا هر چیز دیگه.
گودر رو باز میکنم، چند تا عکس میبینم و باقی رو: مارک آل از رید.
سعی میکنم کتاب بخونم. کتابی که بگیرم دستم و کاغذش رو لمس کنم.
سعی میکنم آشپزی کنم. خیلی وقتا نمیشه.
چند وقت پیش با خودم قرار گذاشته بودم که بریم کلاس آبرنگ. اینروزها حتی فکرش برام سنگینه.

اگه باشم، هم اذیت میشم، هم انرژی منفی میدم و اذیت میکنم.پس بهتره یه مدت نباشم…

پ.ن: این نوشته فقط جهت اطلاع دوستان هست و ارزش دیگه ای نداره.

منتشرشده در: on سپتامبر 14, 2009 at 7:05 ق.ظ (6) دیدگاه

ریا

همونطور که بعضی ها! اصرار دارن! نشون بدن که اعمال دینی رو انجام میدن، بعضی ها هم اصرار دارن! نشون بدن که به مسائل دینی بی اهمیت هستن و انجامشون نمیدن!

و این مابین هستن کسانی که تمایلی ندارن به در معرض نمایش گذاشتن! اعمالشون.

منتشرشده در: on آگوست 29, 2009 at 11:19 ق.ظ ۱ دیدگاه

آنفوآنزای اعیونی

میفرمایند:

ما که دور و برمون نه حاجی داریم نه کربلایی، از شیشه اتوبوس آنفلو آنزای خوکی میگیریم احتمالا

منتشرشده در: on آگوست 8, 2009 at 8:28 ق.ظ (4) دیدگاه

برای اینکه پوستتون توی آفتاب خراب نشه چیکار میکنید؟

بنده ی خدا ها از صبح تا شب توی گرما و سرما زیر آسمون بی سقف جون میکنن که مبادا دستشون جلوی نامرد دراز بشه

توی هیچ آماری نیستن

هیچ فریادرسی ندارن جز خدا

هیچکی مهم نیست براش که باشن یا نباشن

هیچکی سرشو بالا نمیگیره جواب سلامشون رو بده

اگه مریض بشن خدا میدونه تکلیف اهل و عیالشون  چی میشه

بعد توی سرخوش میری ازشون میپرسی: ببخشید شما برای اینکه پوستتون توی آفتاب خراب نشه چیکار میکنید؟

چی باید جوابت بده؟ جز اینکه: بعضی وقتا میرم زیر سایه درخت….

فهمیدی؟ سایه ی درخت!

حالا برو حق گزارشتو بگیر. نوش جان!

منتشرشده در: on جولای 8, 2009 at 4:01 ق.ظ ۱ دیدگاه

گوگل کروم غاصب

معمولا مرورگر گوگل کروم رو به خاطر سبک بودن و راحتی ، استفاده میکنم. و زیاد دقت نکرده بودم روی جزئیاتش.

چند روز پیش به صورت اتفاقی کشف فرمودم که تنظیمات P*r*o*x*y این مرورگر دقیقا لینک شده به  مرورگر IE. به این صورت که تنظیمات انجام شده در IE ، دقیقا روی کروم (Chrome) هم اعمال میشه.

c1

با کلیک روی Change pr-oxy setting  در Google Chrome Options ، دقیقا  Internet Options مرورگر IE ظاهر میشه.

c2

به همین دلیل عوارض استفاده از Praksi که به صورت پیشفرض از IE استفاده میکنه، به گوگل کروم منتقل میشه.

پ.ن: یادم نمیاد که موقع نصب کروم، گزینه ای داره که تنظیمات مرورگر دیگه ای روش اعمال بشه یا نه.

پ.ن: همه ی اینا رو نوشتم که بگم نگاهم به کروم به عنوان یه Browser مستقل و خوب عوض شده و حس خوبی بهش ندارم.

منتشرشده در: on ژوئن 29, 2009 at 5:43 ق.ظ ۱ دیدگاه

چند وقته خواب گلوله و بمب میبینم

به قدری واقعی هست که از ترس جیغ میزنم و از خواب بیدار میشم ، ولی ترس از بین نمیره….

منتشرشده در: on ژوئن 22, 2009 at 9:07 ق.ظ (2) دیدگاه

من و واکوپا

بعد از خوندن این پست و آشنایی با سایت واکوپا, طبق معمول تصمیم گرفتم امتحانش کنم.

wakopa2

در سایت عضو شدم و لاگین کردم. نوبت رسید به دانلود tracker و تست برنامه.

دانلود با موفقیت انجام شد ولی لاگین با استفاده از tracker : ناموفق

اینترنت رو چک کردم, شاید پورت خاصی استفاده میکنه , شاید پروتکل خاصی هست که غیر فعال شده, شاید های دیگه هم امتحان شد و نتیجه کماکان : ورود ناموفق

فایروال و انتی ویروس و … رو هم غیر فعال کردم , باز هم : ورود ناموفق

روی سیستم های مختلف و خطوط مختلف اینترنت چک کردم : ورود ناموفق

تا اونجایی که میشد از دوستان کمک گرفتم , نتیجه ای حاصل نشد.

به سایت واکوپا لاگین میشدم ولی موقع لاگین با tracker پیغام ورود ناموفق میداد.

login

به جای کمک از دوستان و تست های متفاوت تصمیم گرفتم از خود سایت کمک بگیرم.

همین که پیغام داد ورود ناموفق, گزینه فراموش کردن پسورد رو زدم.

forgot

پسورد رو عوض کردم ونتیجه: موفقیت آمیز

همه این سردرگمی ها و متهم شدنها :دی فقط به یه علت بود:

tracker واکوپا , پسوردی که در اون Space یا فاصله به کار رفته باشه رو قبول نمیکنه.

البته خود سایت با این مسئله مشکلی نداره.

منتشرشده در: on آوریل 11, 2009 at 8:14 ق.ظ (5) دیدگاه