بهش ميگم: خيلي خوشحالم كه ازدواج كردي عزيزم.
جواب ميده: ممنون خانوم. انشا الله براي …
حرفشو قطع ميكنم: نه نه. اصلا از اون لحاظ منظورم نبود. اگه دو سه ماه ديرتر ازدواج ميكردي ، حكم ارتدادمو صادر ميكردم.
…
قبل از ازدواجش چنان رفتار ميكرد كه از خودم خجالت ميكشيدم.با اينكه اهل زياده روي نيستم و خيلي رعايت ميكنم.مثلا:
در قاموس ايشون استفاده از هر نوع! كرم ممنوع بود. استعمال عطر برابري مي كرد با ….
هر روز صبح موقع رفتن به محل كار ، خدا خدا ميكردم سر راهش سبز نشم كه چشم غره بره كه : باز اين دختره …
واي به روزي كه عطر پخش ميشد و صداش در ميومد كه : ببخشيد اين عطرتون اسمش چيه؟ ماشاالله چه تنده
(((((
بعد از ازدواج :
چند بار ايشون رو در حين استفاده از كرم ضد آفتاب! غافلگير كردم. البته قبلش مسواك زده بودن :O طفلك هول كرد و منم به روش نياوردم اصلا.
باقيش بماند.
:دي
هنوز از اين آدما پيدا مي شن؟
چند سالشون بود اونوقت؟؟؟؟؟؟